کتاب طریق وصال برگرفته از کتاب «المراقبات» تازه‌ترین اثر استاد مرتضی آقاتهرانی ،منتشر شد

من سمع رجلا ینادی یاللمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم

مجلس ششم دوباره‌ای نمی‌خواهیم

آقاتهرانی عضو ناظر مجلس در شورای فرهنگ عمومی شد

پیام تسلیت درپی رحلت آیت الله حائری شیرازی (ره)

خاطره | اقیانوس آرامش

محبت فاطمه زهرا (س) و دعا برای شیعیانش

اعمال ماه مبارک رجب

غریب دنیا

حوزه انقلابی یعنی درک حقایق یک جامعه

نقش خانواده در سعادت انسان

ایجاد محیط سالم؛ هدف ازدواج

عشق‌ورزی به فرزندان

مهر و محبت به ‌امام زمان عليه‌السلام

چه طور توجیه کردن مانع کارهای بد میشود ؟

مؤدب به حدود الهی باشیم!

غفلت استعداد لقا را از انسان میگیرد

استاد آقاتهرانی: پیاده‌روی اربعین؛ ثمره خون شهیدان

عالم محضر خداست

انابه در اعمال و رفتار

مراسم عزاداری پنج شب آخر ماه صفر با سخنرانی استاد مرتضی آقاتهرانی

aghatehrani.ir
aghatehrani.ir

شرح حدیث
  • ارسال برای چاپ
  • ۱۳۹۵/۰۵/۱۰ | ۱۱:۱۴
  • کد :۱۱۲۲۹
کسی چیزی دستش نیست همه چیز دست توست پس چرا من به دیگری امید ببندم؟

کسی چیزی دستش نیست همه چیز دست توست پس چرا من به دیگری امید ببندم؟

کسی چیزی دستش نیست همه چیز دست توست پس چرا من به دیگری امید ببندم؟

کسی چیزی دستش نیست همه چیز دست توست پس چرا من به دیگری امید ببندم؟


و کیف اومل سواک و الخلق و الامر لک: چگونه امیدوار غیر باشم و حالی این که خلق و امر به دست توست.

خلق و امر وقتی کنار هم می آیند. (اصطلاحی است در معانی بیان که اذا اجتمعا افترقا و اذا افترقا اجتمعا، دو چیز قریب المعنا وقتی کنار هم می آیند معانیشان فرق می کند و باید دید چه معنایی اراده شده و وقتی جدا می آیند یکی معانی دیگری را هم می دهند) اگر گفتیم خداوند خالق عالم است یعنی خدا همه را خلق کرده اینجا جای مسامحه است ولی وقتی می گوییم خلق و امر به دست توست و خداوند یک عالم خلق دارد و یک عالم امر، اینجا جای مسامحه نیست و باید هر یک را دقیق معنا کرد. عالم ماده به پایین را عالم خلق گویند و عالم مجردات را عالم امر می گویند در حالی که اگر بگوییم خدا خالق است یعنی هم خالق مجردات است و هم خالق عالم ماده. امر عالم تجرد را می گویند مثل ملائکه و بهشت و دوزخ و ... که نمی توانیم آنها را ببینیم با این چشم ظاهری اینها می شوند عالم امر برای همین وقتی سوال می شود از روح می فرماید قل الروح من امر ربی؛ روح از امر رب است از عالم امر است از عالم تجرد و از عالم معنا آمده است. از آنجا به پایین می  شود عالم خلق برای همین هم گفته می شود که این عالم جسمانی است.

این که مولانا درباره نی می گوید فریاد نی بلند است چون مرا یک وقتی از نیستان ببریده اند انسان هم این گونه است که اصل انسان که می خواهد به آنجا برگردد و به آنجا وابستگی دارد عالم امر است نه عالم خلق. برای همین بدن و جسم را قفس می داند که روح را در آن قرار داده است ومدتی در این بدن هست تا زمانی که دوباره برگردد به جایی که ان شاء الله بهترین جا باشد. یعنی خداوند می تواند امر را در عالم مادی قرار دهد و برعکس مثل معراج پیامبر که با همین جسم به معراج رفتند ما معراج را جسمانی می دانیم و حضرت عیسی هم الان این طور است.

و چگونه به غیر تو امید داشته باشم و حال این که عالم امر و خلق به دست توست کسی چیزی دستش نیست همه چیز دست توست پس چرا من به دیگری امید و آرزو ببندم؟


منبع : مناجات الراجین
  • ارسال برای چاپ
در این رابطه بخوانید...
دیدگاه و نظر
برای ارسال نظرات از فرم پایین استفاده کنید.
مسئولیت نوشته ها به عهده نویسندگان آنهاست و نمایش آنها به معنی تایید نظرات آنها نیست.
فرستنده :
پست الکترونیک :
نظر :
aghatehrani.ir
کد امنیتی :
aghatehrani.ir
aghatehrani.ir گفت و شنود با استاد
پرسش :
پاسخ :

از چندی قبل، طرح آشتی ملی توسط کسانی که خود در فتنه 88 دستی داشته و یا دست‌کم از ساکتین آن واقعه بوده‌اند در فضای حقیقی و یا مجازی مطرح و در آن باب سخن گفته و ابراز نظر کرده‌اند که «بیایید با ملت آشتی کنیم!» و اگر کسی حرف آن‌ها را به هر دلیل نقد و یا رد کرده بود و یا اما و اگری بر آن داشت، فوراً به او برچسب دل‌واپس و افراطی و... زدند تا بتوانند حرف خود را بزنند و البته از خویش راضی باشند.

 

اگر به روزهای نه چندان دور گذشته بازگردیم، می‌بینیم همین آقایانِ ناراضی که خود، گاه بر اریکه قدرت تکیه داشته و یا رئیس‌جمهور و یا نخست‌وزیر و یا رئیس مجلس بوده‌اند و اکنون اکثریت‌شان در حصر خانگی‌اند، مردم را به خیابان‌کشی می‌خواندند و به جای حسن استفاده از قانون و قانون‌مداری، از شرح صدر و بزرگواری نظام و رهبری به سوءاستفاده روی آورده بودند و کار را خراب کردند و قهر کرده بودند. عجب هوای نفسشان با وسوسه‌های بیگانگان، از بیرون تحریک و حمایت می‌شد، تا در آخر باورشان آمده بود که نظام را تغییر خواهند داد و فرار به جلو را که شیوه آن‌ها است شروع کردند.

 

آری، حرکت‌های قهرآمیزشان بی‌رحمانه بروز کرده بود. به همه توهین می‌کردند، کتک می‌زدند، آتش می‌زدند، مغازه‌ها را مصادره می‌کردند، و حدود نه ماه هر روز و شب امنیت و آرامش شهر را بر هم زده بودند تا این‌که دوران فتنه به ایام حسینی برخورد کرد. این‌ها که عظمت حسین سلام‌الله‌علیه را باور نداشتند، به پرچمی از عزای آقا توهین کردند. درست است که روزی خیمه‌اش را به آتش کشیدند، ولی آن روز این مردم نبودند که به ناگاه غیرتشان به جوش آید و نه دی بر پا کنند. ولی نه دی همه از جای برخاستند.

 

قهرشان با ملت چند ماهی بیشتر نشد و شب‌نامه‌ها و بیانیه‌های تحریک‌آمیز تهران را به اغتشاش کشیده بود. به‌راستی در این فتنه همه امتحان دادند. اما چند سؤال برایم مانده: آیا این چند نفر ملت‌اند؟! آیا ملت با آن‌ها قهر است یا این‌ها با ملت؟! آیا به‌راستی در کشور دو ملتِ قهر و آشتی داریم؟! چگونه است کسانی که خود خراب کرده و خود قهر کرده‌اند، اینک خود آشتی‌کنان راه می‌اندازند؟!

 

نه عزیز! کشور و ملت ما صاحب دارِد و هرگز دل‌بسته و وابسته به بیگانه نبوده و نیست. این سروصداهای برخاسته از خارج هم چندان مهم نبوده و نیست. در روز ۲۲ بهمن ملت نشان دادند که همه باهم بوده و هستیم. آیا می‌دانید که دو مسلمانی که بیش از سه روز قهر کنند مسلمان نیستند؟ البته آن چند نفر ناراضی هم خود باید سر عقل آمده و خود را بیش از این خراب نکنند و فرافکنی نکنند و خطای خویش را به ملت نسبت ندهند.

پرسش :
پاسخ :
aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir aghatehrani.ir
aghatehrani.ir برنامه بعدی
aghatehrani.ir aghatehrani.ir